درست اینطوری
مادر
فرزند
پدر
یا
مادر فرزند پدر
دیروز یکی از انها راخریدم. گرچه در هریک از انها تصویری ناقص وجود داشت که با چسبیدن به
یکدیگرتکمیل میشد ، اما همان فضای خالی مابین که با دیوار پر میشود، معنای دیگری به تصویر کامل میبخشید.
.انگار دران فاصله، در خلا، رازهای نگفته ای وجود دارد که در تصویر به عمد حذف شده .درست مثل ادمهایی که
درراه تشکیل یک زنجیر انسانی دستهایشان به سوی هم در نقطه ی اتصال حلقه ها دراز شده اما در هم گره
نخورده است .....
درست مثل این
نفر اول نفردوم بعدی بعدی بعدی بعدی ..... ....... .......
نه اصلا زیبا نیست ......
من این بهت وانتظار و سکون در این ادمهای در انتظار اتحاد را دوست ندارم احساس میکنم قدرت جوشش و
پیوند از انها سلب شده
ای کاش پری چاق ابی پوش بود م که با عصائی سحرامیز این مرزهای نا مرئی را نابود میکردم .دستهابه هم گره
میخورد . ادمهای تصویر از حالت مات عکس مانند خود فاصله میگرفتند ، جاندار میشدند، به حرکت در میامدند و دوباره صدای
همهمه ی خنده و گفتگویشان بلند میشد.
هیچ کس به اندازه ی من از تکه تکه بودن متنفر نیست
من شین دختر علا الدین همیشه دوست داشتم میان فاصله ها { و } بگذارم
