وقتی تب هوس در رگ من تند میزند
لبهای تشنه ام ز عطش باز میشود
اغوش رهگذری مامن من است
زین بخت نا مراد که بر سرم اوار میشود
ای نازنین همه شهدجوانیم
اندوه تلخ چهره ی بیخواب میشود
دیدم پرنده ای ز شاخه ی عشق پرکشید
اواز خسته ام زحنجره بیدارمیشود
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:20  توسط اندیشه فرزانه
|
