تبليغاتX
مادر...معشوقه ...همسر

مادر...معشوقه ...همسر

سلام دوستان عزيز من كارمو از دست دادم كاريكه عاشقش بودم شايد ظاهرا كارم رو ول كردم اما شرايط بگونه اي شده بود كه امكان  ادامه دادن كار وجود نداشت

 وقتي به همراه دوستم زهرا براي اولين بار به كار دعوت شديم چه شوق و ذوقي داشتيم بخصوص من كه به واسطه ازدواج و بار داري زود هنگام فرصتهاي شغلي زيادي را كه د رتخصص و تحصيلات من بود و درامد مكفي داشت از دست داده بودم قبل از اينكه ازدواج كنم در دوران دانشجويي د رهمين سازمان كا رميكردم و خاطرات خوشي از ان سالها داشتم و حالا اماده بودم كه دوباره طعم شيرين ان خاطرات را مز مزه كنم ورود من به كار مصادف بود با زمانيكه كه حدود يكسال تقريبادوراز شوهرم در منزل دائيم زندگي ميكردم و اين فرصت خوبي برا ي من بود كه تحت رژيم دكتركرماني نزديك به 30 كيلو وزن كم كنم ودوباره به زني جذابو خيلي كم بد هيكل نميگويم خوش هيكل تبديل شوم وقتي شروع به كا ركردم مدتي بود كه ارتباط احمقانه و پوشاليم با شياد به پايان رسيده بود و اماده بودم كه با شروع كار همه چيز از جمله ازارو اذيتهاي فراوان شكنج را از ياد ببرم حقيقت را بگويم با ورود به محل كار خيلي مورد توجه همكارانم قرار گرفتم كه البته به تدريج و با گذشت زمان فهميدم كه بسياري از ان توجهات ظاهري بوده و عده زيادي به من و موقعيتي كه فكر ميكردند من از لحاظ اجتماعي و ثروت دارم حسادت داشته و كينه ميورزيدند بگذريم منو زهرا با روحيه ا ي شاد شروع به كار كرديم و الحق هم كارمان را خوب انجام مي داديم چيزي ا زشزوع كار نگذشته بود كه شكنج كه بهانه تازه اي به دستش افتاده بود شروع به ناسازگاري نموده ساعت كاري من را محدود كرد واز من قول گرفت که تا ساعت يك بعد از ظهر حق كار كردن ندارم  انهايي كه در حرفه من فعاليت ميكنند ميدانند كه داشتن ساعت كار ي محدود چقدر به كيفيت كار لطمه مي زند من بهتر از زهرا كا رميكردم و بيشترمورد توجه همكارنم بودم تا روزيكه ميم با علاقه به من پيشنهاد كار كردو من شروع به كار با او كردم اما با مرور زمان  زياد شدن اذيتهاي شكنج تلفنهاي سراسر ناسزا كه درست هنگام انجام كار به من ميزدو سپردن تمام مسئوليهاي خانه و بچه به من همه و همه كم كم من را فرسوده ساخت خستگي و نداشتن برنامه دقيق غذائي به تدريج باعث بهم خوردن برنامه غذائي من شدو ارام ارام وزنم اضافه شد تا زمانيكه گند كاريهاو كثافتكاريهاي شكنج بالا گرفت و علني شد هرچند وقتي هم بلوائي به راه ميانداخت و مرا كمي نوازش ميكرد ميدانيد كه منظورم از نوازش چيست ميدانم به من ميخنديد در ان گرداب و هياهوي بيمهري و عذاب تنها مرحم من شكلات بود كه شايد روزي يك بسته ميخوردم يك دانه منظورم هست از خوردن قرص هاي تيروئيدم غافل شدم

خونريزيها ی مداوم من را خسته كردو البته روي كيفيت كارم تا ثير گذاشت ولي هم چنان با عشقو شور كار ميكردم تا اينكه تابسنات گذشته كه هيچ كس حاضر به نگهداري ا زگل نبود من دخترم را مثل جوجه اي به دندان گرفته ا ز كلاسي به كلاس ديگر مي بردم و تنها در اين فواصل ميتوانستم كار كنم كه در ماه شهريور كه اوج مشكلاتم بود كارم كمي انهم بسيار كم دچار افت شد افتي كه شايد اصلا قابل مقايسه با كارديگران نبود اما گويا در پشت پرده يكي از همكارانم با همكاري همسرش ذهن مدير من را مسموم كردند و موفق شدند بقول معروف زير اب من را بزنند اين بود كه با اولين نمره متوسط من ريس حكم اخراج من را زد كه مدير ارشد ما كه به كارمن ايمان داشت بشدت مقابل رئيس ايستاد و از من به عنوان يكي از نيروهاي فعال و خلاق دفاع كرد اما طولي نكشيد كه تغييرو تحولاتي بوجود امد زهرا فوق قبول شد مديرمان به واحدي ديگر منتقل و ميم هم به رياست يك سازمان تبليغاتي رفت و من تنها شدم باور نميكنيد كه در اين مدت من چه كشيدم همكاران عزيزي كه در بالا ذكرشان رفت مدام با كارشكني هايشان سعي در ازردن من داشتند بااين وجود در اين مدت بااين هواي برفي بهترين كارهاي خودم راارائه دادم اما فايده اي نداشت و رئيس مصمم بود مرا ازميدان بدر كند تا اينكه دوروز پيش فهميدم رئيس تصميم گرفته بعد از عيد من را با فضاحت از كا راخراج كند بهمين خاطر ديروز كارم را ترك كردم من تنهاو خسته بودم بيمار بودم تنها 70 هزار تومن حقوق ميگرفتم و روزي 6 ساعت كارميكردم ديگر خسته شده بودم تا همين جا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:3  توسط اندیشه فرزانه  | 

.با نام وياد خدا

با سلام وارزوي نشاط وبهروزي براي شما ش ن ون دگ ان عزيز؛ در خدمت شما همراهان هميشگي برنامه هاي اجتماعي راد ي و هستيم اينبار با مبحث استقبال مردم از مراكز مشاوره

در خدمت شما عزیزان هستیم 

عزيزان قطعا براي شما هم در راه پر پيچ و خم و پر فراز ونشيب زندگي لحظاتي پيش امده كه احساس اضظراب ؛ افسردگي وسردرگمي و عدم كفايت در روبه رو شدن با مشكلات بر شما چيره شده باشد .

كسي كه در زندگي طعم تنهايي؛ شكست وشك به توانايهاي خويش وياس را نچشيده با شد حقيقتا يك فرد استثناييست

شايد براي شما جالب باشد بدانيد اكثر مردم در بحبوحه فشارهاي روحي بيم ان دارند كه نتوانند اين بحرانها را به سلامت بگذرانند ولي در عمل اكثر مردم به اختلالات روحي دچار نمي شوند وبه  روند زندگي خويش ادامه ميدهند .

خشنود زيستن وبا معنا زيستن در دوراني كه تغييرات سريع اجتماعي وتكنولوژي مدام شرايط زندگي ما را دگرگون مي كنند وما را تحت فشار قرار ميدهند ؛ كار ساده اي نيست.

خوشبختانه اعتقادات قوي ديني ومذهبي ما وفرهنگ توسل واستعانت به درگاه خداوند در ميان همه اقشار چه انهايي كه از ايمان مستحكمي بر خوردارند وچه انهايي كه بنا به شرايطي روحيه ضعيف وسستي دارند؛ سبب مي گردد كه هنگام بروز مشكلات ؛ در وحله اول با خداي خويش راز ونياز كنند واسرار مگوي خودر ا با ان منشاء لطف بيكران در ميان بگذارند وبه رشته قدرت ومهر او چنگ زنند .

صحنه هاي بسيار زيباي اشك واستغاثه و دعاء در فضاي نوراني حرم متبرك اءمه اطهار و مساجد ومجالس مذهبي خود گواهي بر اين مدعاست وبراستيكه الا به ذكرالله تطمئن القلوب واما امر مهمي كه در دين اسلام بسيار بدان سفارش شده است مشورت وراي خواهي ازافراد با صلاحيت است زيرا گاهي اوقات ياس ونا اميدي وضعف تقوا باعث لغزش و گناه و تصميمات . عجولانه مي شو دبراستي زماني كه احساسات راه را بر منطق وتفكر مي بندد چه بايد كرد؟

ايا بي تجربگي وعدم مشورت با افراد متخصص ودلسوز زمينه ساز بروز اعمال ناهنجار وخشونتهاي فاجعه اميز كه شرح وقوعشان تيتر صفحه حوادث روزنامه ها مي گردد ؛ نمي شود؟

اعتياد ؛ طلاق؛ گريز نوجوانان از خانه و هزار و يك معضل اجتماعي ديگر كه صدمات جبران ناپذيري بر پيكره سلامت وامنيت جامعه وارد مي اورند؛ ناشي ازبي توجهي وبي اهميت انگاشتن امر مشورت وپيدا كردن راه حلهاي مناسب وسنجيده براي پيشگيري ومبارزه مشكلات است زيرا بسياري از خانواده ها ترجيح ميدهند مسائل واختلالات بارز زندگي را درون هسته خانواده واحيانا با روشهاي غلطي نظير محروم كردن ؛ استفاده از خشونت

 كلا مي و حتي فيزيكي و يا برعكس سكوت و تحمل ؛ يا در انتها قهر وفرار حل كنندايا صرفا شخصي كه در خانواده از همه مسنتر يا قدرتمند تر است حال ابزار قدرت هر چه مي خواهد باشدمينواند تصميمات درستي اتخاذ كند؟

؛  در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه اصولا مردم تا چه حد براي حل مشكلات خود به مراكز مشاوره مراجعه ميكنند واز دانش افراد متخصص در امر مشاوره بهره مند ميشوند ؟
و از همه مهمتر انكه چرا ما تنها هنگامي كه به يك وضع حاد وپيچيده دچار ميشويم بايد به فكر چاره انديشي .بيافتيم وقبل از ان سعي نميكنيم با تسلط و ذهني روشن وبا حمايت يك فرد با تجربه از پيش امد و وسعت يك وضعيت نا هنجار وازاردهنده جلوگيري كنيم ؟ تمامي اين علامت سوالها ما را بر ان داشت كه سري به مراكز مشاوره روانشناسي وخانواده بزنيم تا پاسخ سوالهايمان را بيابيم.وببينيم چه راه كارهايي براي ترغيب مردم به اين مراكز وجود دارد؟ لطفا با ما همراه باشيد.

موزيك

پخش گزارش اول .صحبت با خانم

خوب عزيزان گزارش را شنيديد راستي عقيده شما چيست ؟ شما تا چه اندازه به مشاوره با روانشناسان وساير متخصصين اعتقاد داريد؟ بخصوص شمائي كه هم اكنون گيرنده خودتو ن رو باز کردید ر تكرار كنيم بحث امروز ما استقبال مردم از مراكز مشاوره هست. خيلي خوشحال مي شويم كه با برنامه خودتون تماس بگيريد ونظرات و پيشنهادات خودتون رو در اين زمينه با ما در ميان بگذاريد شماره تماس ما ،،،،،،، است از اينكه ما را مورد لطف خودتون قرار ميدهيد بسيار متشكريم . درادامه بحث بايد به اين نكته اشاره كنيم كه تشويق ما به امر مشورت ومراجعه به مراكز مشاوره بدين معنا نيست كه شما عزيزان از تدبير و بينش كافي براي حل مشكلات خود برخوردار نيستيد يا خداي نا خاسته ارزش ريش سفيدان واشخاص محترم وباتجربه فاميل را زيرسوال ببريم نه ما حتي معتقديم كه كوچكتر هاي فاميل هم با ذهن پويا و فكر جوانشان پيشنهادات بكري دارند .اما ذكر اين نكته بسيار پر اهميت است كه گاهي ما در كنار نزديكترين عزيز وغمخوار خود هم احساس امنيت كافي نمي كنيم تا بيمها وهراسها واحساسات منفي اي كه در وجودمان ريشه دوانده با انها در ميان گذاريم حال یا به علت انكه نمي خواهيم انها را غمگين ومضطرب سازيم يا به درستي راه حلهاي انها اطمينان نداريم نمونه بارز ان در ميان نوجوانان ميل به راز گشايي نزد دوستان ورهنمود خواستن از انهاوفاصله گرفتن از پدر ومادرهاست كه اكثرا از صلاحيت كافي براي مشورت بر خوردار نيستند وعواقب ان نا گفته پيداست كه اين امر قابل تعميم به گروههاي سني بالاتر نيز مي باشد پس گنجاندن اين شعار طلائئ در اصول تربيتي ما كه براي چه وبا كه مشورت كنيم بسيار مهم است .به يك گزارش ديگر گوش كنيم .

موزيك

پخش قسمت دوم گزارش

پخش نظرات و پيشنهادات تلفني

دوستان عزيز از اينكه با ما همراه بوديد بسيار متشكريم .{ اگر تماسي گرفته شد ( از اينكه نظرات خود را با ما در ميان گذاشتيد بسيار متشكريم } اميداواريم كه بتوانيم در فرصتي ديگر باز هم مبحث مشورت را پي گيري كنيم ودر پايان تاكيد مي كنيم كه هرگز نگذاريد دلايل واهي مانع از مشورت شما با افراد دلسوز ودانا گردد واحساسات نا خوشايند عنان تدبير را از دست شما بگيرد. تا برنامه بعد خدا يار و نگهدار شما؟

فکر میکنید نویسنده این مطالب کی بوده؟

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:52  توسط اندیشه فرزانه  |