یک ظرف پر میوه یک باغ پر گل پرواز پروانه اواز بلبل
اشکهاو لبخند ها رو دیدن
نگین خیلی رویائی هستی ها
بد جوری هوا ی اون کوهستان اون چمنزا روسیع رو که اول فیلم جولی اندروز با سرخوشی با حالتی مابین رقصو دویدن از اونجا میگذره رو کردم
شایدم فضای خلوت و سنگین خاص راهبه ها
نیاز به یک خلوت عمیق دارم
یک تاریکی قدیمی و کلاسیک قهوه ای
یک اطاق با کف چوبی با پنجر ه های بلند و از زمین تا سقف با پرده سنگینیکه موقع تابش اقتاب بشه اطاقو حسابی تاریک کردو هروقتم بخوای اونو کنار بزنی و منظره بیرون یک دفعه تمام زیبائیشو به رخت بکشه البته بد نیس که مثل هتل قدیم رامسر یک ایون کوچیکم داشته باشه اونم با میزو صندلی فرفوژه قدیمی و تو تنها با موهای بلند یکه رو شونه ریختی و باارایش صبحگاهی که بعد از یک حموم داغو دلچسب داری
البته حتما تو این رویا دلم میخواد چند کیلوئی لاغر تر باشم
نه خیلیها راستشو بخواید یواشکی بگم من هیچ وقت زیاد با چاقیم مشکل نداشتم
بیشترش بخاطر حرف دیگران ولی حالادیگه نه سلامتیمو خیلی داره به خطر میندازه چون دیگه خیلی بد شدم
به یک نون خامه ای گنده تبدیل شدم
امروز بازم هوس کردم کمی مواد بخرم میدونین که منظورم چیه
شکلات اونم ا زاون تلخاش
خوب برگردیم به رویام
خلاصه من اونجا باشم و خودم البته اگه توهم بودی عالی بود ولی خوب الان که معلوم نیست کدوم
گور ی رفتی ببخشین بی ادب شدما
اره تو هم بودی اما باید فاصلتو ا زمن رعایت میکردی
البته خوشبختانه اگه هر عیبی داشتی ادم هوسبازو هیزی نبودی
خو ب میتونستیم با هم صبحانه بخوریم
منم برات یکی ا زاون اوازای قشنگمومیخوندم
یادته خیلی صدامو دوست داشتی
حالا بدون تو بدون تو خوب من تنهائیم میتونستم خوش باشم اصلا واسه خودم بخونم
حتما چندتا رمان کلفتم با خودم میبردم
ا زجوی فیلدینک
از ماری هیگینگز کلارک
از زویا پیرزاد چراغهارو خاموش میکنم
بعد ا زمرجان شیر محمدی با نفرین شده گان سیامک گلشیری
خلاصه خیلی خوب وبدا البته به شرطیکه گلسرخ و جا ی امنی گذاشته بودم شکنجه گرم یک جا نیست و نابود شده بود اهمیت نداره کجا شاید پیش معشوقش
همونیکه تو دعوام به من گفت
مدفوعش می ارزه به سرتا پا ی تو
امروز به مشاور زنگ زدم حرفو حرف اخرشم گفت باید بسوزی و بسازی
جالبه بعدشم گفت هروقت دوست داری به من زنگ بزنه یک جورائی بود یک مرد نسبتامسن احساس بد ی کردم
اخه یک دفعه هم رفته بودم پیش یک روانشناس وا ی چشمتون روز بد نبینه حالا واسه کارم رفته بودما نمیدونی ا زاونابود موقع رفتن اصرار به اصرا رکه تورو برسونم کم مونده بود بزنم تو گوشش پیش خودم گفتم خوبه واسه تحقیق اومدم پیشش اگه میدونست من چه مشکلاتی دارم دیگه چی میگفت
بگذریم
خوب منتظرم امشب توخوا ب ببینمش