تبليغاتX
مادر...معشوقه ...همسر

مادر...معشوقه ...همسر

سلام

خوبی با توام تنها

تو هم دلت میخواد به همه چیز پشت پا بزنی بری یک گوشه دنج 

یک جائیکه شعار همه ادماش این باشه هر جوری که باشی هر شکلی که باشی جاق لاغر زشت زیبا فقیر پولدار  ماتورو دوستداریم

میدونین خیلی خستم دارم مرز ۳۳ رو رد میکنم بانک عاطفییم ورشکسته شده این روزام که دیگه  پای دردو دل هر زنی میشینی داره از شوهرش میناله

چی شده چی بسرمون اومده لابد مردام یک جائی دور همن از دست قیافه تکراری زنا و پرتوقعیاشون

غر غر کردنشون پول خواستنای جورواجور مینالن

حق باکیه منکه خودم خیلی دلم میخواد   این زندگی جهنمی این همه ریاو دورروئی رو بذارم کنار برم شاید برم به سرزمین چاقهاو شوهرمو با عشق تین ایجریش تنها بذارم

خسته شدم از بس منو خرس خطاب کرده خسته شدم از بس میبینم پای تصاویر ماهواره چشمش میلوله و دلش میخواد تنهاباشه منم میخوام تنها باشم خسته شم از بس دلم خواسته اونجور باشم که دیگران میخوان حقیقتش من خودمو دوستدارم ولی   گاهی ادما نمیذارن ادم حتی خودشم دوستداشته باشه چون تو باید تو قالبی باشی که اونامیخو ان

بقول گوگوش چرا کسی به یاداین شکسته تن نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 23:14  توسط اندیشه فرزانه  | 

سلام امشب اقای ط اومد دستش یک مجله موفقیت بود این مجلهموفقیتم اینروزاخیلی بیمحتوا شده پر شده از صفحات اگهی جراحی بینی و موسسات ارایشی و شعرای بی سرو ته نمیدونم انگار یک حرف زیباو معنوی هرچه بیشتر تکرار بشه از زیبائی و جذابیتش کاسته میشه خیلی باعث تاسفه که این روزا علم روانشناسی برای بعضیها شده بازارو دکان البته دیگه مردم هوشیار شدن و این فرمولهای الکی و غیر قابل  ا جرا تحت تاثیرشون قرار نمیده  از امروز بگم تو شرایط بدی بودم هوا بدجوری سرد بود منم خیلی یخ زده  ولی خوب هرجور بود کارموتموم کردم و به سختی موفق به انجامش شدم ولی تو اون هواو شرایط یاد این قسمت شهر فریدون افتادم

    خاطره هرجا که میری بیاد من باش

اونور دنیا که میری به یاد من باش

هرجا کسی نفس نداشت فرصت بیش و کم نداشت

هرجا که یک پرنده ای لونه بجز قفس نداشت

بیاد من باش 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 22:11  توسط اندیشه فرزانه  | 

سلام

مردم ایران سلام

نه این عنوان یک برنامه پر بیننده صبحگاهیه وای امروز گزارشهاش فوقالعاده بود بخصوص حضوربچه های شهدای سرشناس چون شهید عباسپور باکری  تندگویان و چندتادیگه که یادم نیس سر صحنه افتتاحیه کلید زدن فیلم پاداش سکوت که قراره توسط مازیار میری ساخته بشه به چه جو قشنگی حکمفرما بود بین این بچه های شهدا شوخو شنگ عین همه نسل سومیا اخه همیشه تو برنامه های تلویزیونی سعی میکنن از این عزیزان تصاویر خشک ومقدس ماب رو نشان بدن در عین این که این گزارش لحظات زیبائی از باهم بودن انهاو شوخیهاشون رو نشون میداد لذت بردم دلم میخواست این گزارشو من تهیه میکردم

خوب تپلهای عزیز باز دوران استرسو ناراحتی من رسیده و رژیمو بیخیال شدم یعنی مثل همه ی چاقهای عصبی بیهوا چیزمیخورم وای دیگه طاقت این هیکل چاقو زشتو ندارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:40  توسط اندیشه فرزانه  | 

سلام عزیزان امید وارم حالتون خوب باشه

امروز داشتم مطلبی رادر روزنامه اینده نو میخواندم  مطلبی در ارتباط با سقط جنین 

چه تلخ چه سخت و سنگین ولی به واقع حق با کیست و چرا نباید راهکاری برای حل چنین مشکلاتی وجود داشته باشد

کسیکه برای یک لحظه هوسرانی خودش زندگی دختری راقربانی میکند

یا زنی که در  بستر ننگ الودو دردناک یک زندگی مشترک دستو پا میزند چراباید پای کودک دیگری رابه این دنیای ظالم بکشاند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 22:52  توسط اندیشه فرزانه  | 

سلامي از جانب زن فربه حالتون چطوره خوبين امروز خيلي خسته بودم سخت همه چيز چه پيچيده بود اضطراب دلواپسي اخ اين همه بيعشقي چه ظالمانه نميدونين بااين هيكل تپل به اندازه 10 تاادم لاغر ببخشينا سگ دو زدم كاراهاي همه را به اتمام رسوندم ولي اخرش هم همه ناارضي بودن راستي امروز رفتم ديدن تمرينات واليبال نشسته معلولين ا زخودم بدم اومد چه ناشكرم من اره قرار نيست اين وبلاگ فقط در مورد چاقي و بلایای اون باشه حرف دل چاقالو رو هم بشنويد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 14:40  توسط اندیشه فرزانه  | 

سلام عزیزان یک سلام مخصوص برای تمام هموطنان چاقو مهربان من بخصوص شما خانمهای عزیز همدرد و تمام کسانیکه از اضافه وزن رنج میبرید نه اشتباه نگیرید این یک وبلاگ برای تبلیغ یک رژیم جدید یا معرفی مرکز یا سازمانی نیست که با دریافت مقادیر متنابهی پول در اسرع وقت بتواند زیبائی اندام را به شما برگرداند بلکه یک وبلاگ در حمایت از افرادی است که اسیر این بیماری ریشه دار یعنی چاقی هستند البته در ابتدا اعلام میکنم که من موافق چاقی و اضافه وزن نیستم انهم تنها به دلیل ضررهای فراوانی که برای سلامتی دارد و نه هیچ دلیل دیگر اما اینجا سخن یک چیز است چرا و به چه علت دیگران به خود حق انتقاد و قضاوت در باره شخصیت و روحیه افراد چاق راهم به خود میدهند چرا به راحتی به خود اجازه تحقیرو سرزنش افراد چاق را به خود میدهند واضح بگویم هیچ کس جرات این را ندارد که به شخصیکه دچا رمعایب فیزیکی یا عیبو عیوب ظاهریست به راحتی حمله کند ولی هرکسیکه کمی هم خورده شیشه داشته باشد خیلی راحتمیتواند به بهانه نگرانی برای سلامتی یک چاق نگون بخت کلی به ریشش بخنددبگذریم به هر حال ماکه نمیتوانیم مردم را عوض کنیم پس بهتراست جائی باشد و حرفهای خود را بزنیم حرفهایی از ته دل حرفهای ان موجود زیبائیکه زیر تل چربیها پنهان شده و هیچ کسنمیتواند ان را ببیند  و تو این گیرو داریکه همه با انواعو اقسام جراحیهای زیبائی سعی میکنن به شکل باربی در بیایند موجود ناقص العقلی به نظر میاید که کاری جز خوردنو خوابیدن نداره و ا زهمه بدتر هیچ کس عاشق یک ادم چاق نمیشه تاحالا دیدین قهرمان یک قصه عشقی یک زن چاق باشه منکه ندیدم بازم میام پی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 8:50  توسط اندیشه فرزانه  |